خرید بک لینک
انتظارواسه ادمایی مثل من که عجولیم انتظار عین مرگه نمیدونم فک میکنم همه چی داره درست  میشه و یدفه همه چی متوقف میشه و من خودمو میزنم به اون راه اون میزنه رو شونمون بر میگردیم میبینیم رفته !! شوخی میکنه ! ما پیر میشیم اون میخنده ...زندگی بازیای پیچیده ای داره من دوست دارم یروز جلوترمو ببینم اونوقت میتونستم خیلی جلو تر از یروز زندگی کنم ... منتظریم+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم بهمن ۱۳۹۶ساعت 13:32&nbsp توسط pa zi zhool  | 

برچسب: نویسنده: هیراد فراهانی تاريخ: پنجشنبه 19 بهمن 1396 ساعت: 10:17

خدای مناز الان تا آخر سال ایران قشنگ و قشنگ تر میشه ، بارونو برف میباره و آدما پر از انرژی مثبت میشن . تمام بدی ها از ایران دور میشه و ایران روز به روز بیشتر پیشرفت میکنه ، نفرت مردم از هم کم و کمتر میشه و این همه انرژی بد از ایران دور میشه . ایرانه من جای امنیه واسه زندگی. + نوشته شده در  شنبه دوم دی ۱۳۹۶ساعت 16:6&nbsp توسط pa zi zhool  | 

برچسب: نویسنده: هیراد فراهانی تاريخ: شنبه 14 بهمن 1396 ساعت: 23:50

سلام دوستان ، #امشب ساعت 9 شب همه هر جا که هستیم بیاین به ایرانمون انرژی مثبت بدیم ، راس ساعت نه امشب هر کسی که با کس دیگس دست همو بگیره یا تنهایی ، جملات مثبت به این شکل به زمین و ایران بفرسته :#ایران من امنترین نقطه دنیاست و زلزله ای در ایران رخ نخواهد داد...#ایران من پر از بارش باران و برف است و شرایط جوی زمین امروز از همیشه بهتر است ...#ایران من پر از آرامش و عشق و محبت است...لطفا تو گروهاتون بفرستید و هر چی جمله مثبت تاکیدی بهتری پیدا کردید به جملات بالا اضافه کنین.قرارمون ساعت نه امشب+ نوشته شده در  شنبه دوم دی ۱۳۹۶ساعت 16:29&nbsp توسط pa zi zhool  | 

برچسب: نویسنده: هیراد فراهانی تاريخ: شنبه 14 بهمن 1396 ساعت: 23:50

خسته اماینروزا تو فشارم ، اندازه یه مرد دارم میدوامو تلاش میکنم کناره پاژی ولی منو نمیبینه مدام داره سرزنش میکنه مدام داره داد میزنه من خیلی خسته ام . همیشه زنای دیگه میگن یجوری زندگی کن که شوهرت قدرتو بدونه ولی من اونطوری نیستم نمیتونمم باشم . خسته ام از فشار کار از تغییراتی که باید مثبت باشه تو زندگیم ولی نمیزارن حتی شادیشو زیر پوستم احساس کنم خسته ام . از اینکه به ارزوی بزرگم که مغازه زدن واسه خانوادم بود رسیدم باید الان خیلی خوشحال باشم ولی خستگی نمیزاره لذتشو احساس کنم  حس میکنم تنهاترین زن دنیام که فقط برای دیگران میدوه و دیده نمیشه . حس میکنم حتی خانوادم که باید کنارم باشن تنهام گذاشتن . پاژی میگه مشکلات خانوادت وسط زندگیمونه ... خسته ام . از اینکه اگه برای خودم زندگی کنم میشم خودخاه اگه واسه دیگران زندگی کنم میشه اسکولی که بزور میخاد بقیه رو تغییر بده خسته ام. از اینکه پا به پای پاژی دارم میگردم دنبال خونه و دارم سعی میکنم خونه بخریم ولی پاژی راحت تسلیم میشه و میگه بمونه بعدا فعلا دوباره اجاره کنیم خسته ام . از هل دادن ادما خسته شدم. یکی باید یجایی نجاتم بده و منو بکنه از اینا و پرتم کنه تو یه نقطه دنیا که هیچ ادمی که نسبت بهش حس مسئولیت دارم دورم نباشه و تنهایی به خودم برسم . باید یروزی برسه که منم بتونم از جوونیم لذت ببرم منم برم ارایشگاه منم برم خرید منم ارایش کنم و

برچسب: نویسنده: هیراد فراهانی تاريخ: شنبه 14 بهمن 1396 ساعت: 23:50

صفحه بندی